
|
سایر مطالب مرتبط | |||
|
|
![]() |
|
در توجيه توقيف مطبوعات دليلي نميتوان اقامه كرد؛ اگر انصاف در ميان باشد. آيا اين سخن بدين معناست كه مطبوعات اشتباه و خطا نميكنند؟ به هيچ روي. مطبوعات گرفتار اشتباه ميشوند و لاجرم بايد پاسخگوي خطايشان باشند، اما مجازات مطبوعات حتي «خطاکار» به يقين اعدام نيست. بر خلاف تصور معمول، مطبوعات آئينه جامعه نيستند، خود جامعهاند. زندگي جامعه در رگ و پي مطبوعات جريان دارد و از همين رو جامعهاي كه دست به توقيف مطبوعات ميزند، خود را از «شر» نميرهاند، انكار خويش را كتمان ميکند. اگر كساني مطبوعات را به دروغگويي متهم ميكنند پيشاپيش گواهي دادهاند جامعه دروغگوست، اگر مدعياند مطبوعات تفرقهانگيزند، شهادت دادهاند كه جامعه تفرقهخيز است، اگر مطبوعات را برهمزننده نظم و برباد دهنده اخلاق ميانگارند، جامعه را بينظم و بهدور از اخلاق انگاشتهاند، ورنه جامعهاي سالم، بهطور طبيعي، نه مطبوعات «توطئهگر» و «نفاقانگيز» ميزايد و نه به آنها مجال پر و بال ميدهد.
سياست توقيف، گرچه هيچ گاه گرهاي از کاري فروبسته نگشوده است، اما سالهاست که در دستور كار است. و افسوس، آنان که با بزرگ نمايي «خطا»ي مطبوعات بر توقيف نشريات اصرار ورزيدهاند، غافلند که به دست خود ارتکاب اشتباه را به مطبوعات تحميل ميكنند. توقيف، تحريريهها را از بالندگي بازميدارد و آنان را در كودكي مدام و لاجرم تکرار اشتباهات محبوس ميكند. از توقيف، هيچ چيز جز توقيف زاده نميشود.
در اين ميان حكايت ما روزنامهنگاران چگونه است؟ با وجود تلفات بس سنگين، درس ناموختهايم. بر اين گمان پاي ميفشاريم که توقيفكنندگان، با صدور مجوز انتشار هر نشريه يا موافقت با بازانتشار يک روزنامه، در کمين بستن آن لحظهشماري ميكنند، و از اين پرسش تن ميزنيم: چرا آناني که از اساس ميتوانند مانع تولد يک نشريه شوند به مصائب در بند کردن آن تن ميدهند؟ از استدلالهاي كليشهاي غيرموجه دست برداريم و قدري در اشتباه خود تعمق کنيم. آيا بهراستي بحثهاي دقيق و مستدلمان، با هر ميزان تندي و گرمي، مستمسك و بهانه توقيفها بودهاند، يا اشتباهات پرهيزكردني و
پيشپاافتادهمان؟ آيا نوآوريها و نوجوييهاي يا اصرارهاي معمول و مكررمان. چقدر تلخ است تکرار اين رنج كه بهانه توقيفمان بيبها بوده است.
در همين حال، به دست خود به شدت بر عوامل خطر افزودهايم. براي اينکه از بهانهجوييهاي احتمالي اندکي بکاهيم به رأي و دست خويش همکاراني را به سانسور نوشتهها گماردهايم تا از منظر مبهم و کشفناپذير توقيفکنندگان به نوشتههامان بنگرند و بر آنها خط قرمز بکشند. اين گونه نه تنها بر عصبيت تحريريه، کدورت بي دليل و سرخوردگي ميان خود دامن زدهايم، بلکه نگاه دقيق، قدرت تجزيه و تحليل، روحيه تلاش براي جستوجوگريهاي روزنامهنگارانه را نيز در خويش کشتهايم. مهمتر، به شيوهاي خوار کننده و غير انساني مقام يک روزنامهنگار با تجربه را به «سانسورچي» تنزل دادهايم.
با وجود توقيفها و نارواييها بايد بياموزيم و بدانيم راه روزنامهنگاري مستقل و آزاد هموار نيست. در روزنامهنگاري حرفهاي، هر يک از توليدکنندگان، از خبرنگاران تا دبيران، معاونان سردبير و سردبيران، خود را آخرين حلقه انتشار ميدانند و به هيچ روي از دقت و اطمينان يافتن از درستي آنچه مينگارند يا عبور ميدهند فروگذار نميكنند. آنچه به سخن روزنامهنگاران حرفهاي استحکام ميبخشد، دقت، توازن و انصاف است و آنچه به آنها آرامش ميبخشد، دانش و احاطه به موضوعات است. آنان هيچ صفحه، مطلب و حتي کلمهاي را پوشال صفحات سياسي حزبي نميانگارند. بپذيريم كه به اين آموزش بهاي كافي ندادهايم و به كمك هم بكوشيم بر اين ضعف فائق آئيم.
اين وظيفه روزنامهنگاران است که به کژرفتاريها بپردازند. روزنامه نگاري بدون چنين قاعدهاي از معنا تهي است. اين کار در هر جامعهاي خطرات خود را دارد. در فضاي به غايت سياستزده کشور ما، توقيف نشرياتي كه همه موازين و دقتهاي حرفهاي را رعايت ميكنند گرچه ممکن، اما دشوارتر و مستلزم پرداخت تاوان سنگينتر از سوي توقيف کنندگان است.
حسن نمكدوست تهراني - 21 مرداد 86
هنر مصاحبه کردن
احمد توکلي
یک هنر interviewing می گویند: اگر روزنامه نگاری یک صنعت است ، مصاحبه کردن
است؛ چرا ؟ شاید به این دليل که شما در کسوت یک خبرنگار باید با هنرمندی تمام ،
قادر باشيد دیگران را وادار ، ترغيب و یا تشویق کنيد که بنا به ميلشان یا به رغم
ميلشان اطلاعاتی را در اختيار شما بگذارند، با شما درد دل کنند و یا به افشای
مطالبی بپردازند که می تواند برای رسانه شما و جامعه مفيد باشد...
راهنماى مصاحبه از طريق E-mail
جاناثان دوب Jonathan Dube در سال 2003 مزايا وكمبودهاى يك مصاحبه از طريق E-mail را در ستون توصيههاى وب web Tips column خود، به روشنى ترسيم كرده است. مصاحبه از طريق E-mail شبيه مصاحبههاى تلفنى است، با همانكمبودها، در حد شكل كلى مصاحبهى شخصى، اما – در مقايسه با مصاحبه تلفني - حقيقتا ًروزنامهنگار را از نظر زمان deadlineزير فشار قرار مىدهد...
شرح عكس مهم است ، همه مي گويند
نوشته:برمك بهره مند
سئوال اين است كه آيا شرح عكس اصلا چيز به درد بخوري است يا نه؟ جواب اين است كه اتفاقا بسيار هم به درد بخور است و كسي كه توضيح عكس را كنار ميگذارد، يكي از به درد بخورترين ابزار روزنامهنگاري را كنار گذاشته است.
به عكس زير توجه كنيد:
عكس هاى خبرى، خواننده را به محل رويداد مىكشاند
خسرويحيايى
عكسهاى خبرى در مطبوعات از جهات بسيار حائز اهميت هستند. عكس بهعنوان يك وسيله بيان از طريق ارتباط بصرى و غيركلامى با مخاطبان ارتباط برقرار مىكند، از اينرو نمىتواند بهطور كامل عناصر خبر را (كه، كى، كجا، چه، چرا، چگونه) به خواننده براى درك مفاهيم خبر منتقل كند. امّا عكس با بهكارگيرى فرهنگ تصويرى خوانندگان و نمايش بخشى ازفضاى رويداد خبرى، مىتواند به درك و تجسم بهتر عناصر خبر كمك كند...
گزارشنويسي براي رسانههاي جمعي
نوشته:محمدتقي روغنيها
مقدمه
خبر، به دليل چارچوبها و قالبهاي مرسوم خود نميتواند همواره پاسخگوي انتظار و نيازهاي ديگران باشد و جوانب مختلف يك رويداد را به تفصيل بيان كند. گاهي وقايعي رخ ميدهد و يا فرايندهايي در جامعه جريان دارد كه نيازمند تشريح، تبيين، توصيف و روشنگري است و بايد از نقد و بررسي ديدگاههاي گوناگون بياميزد تا آنچه كه روي داده يا روندهاي جاري، به وضوح براي مخاطبان تشريح شود...
اصول گزارشنويسى در مطبوعات - گزارشنويسى؛ «چشمعقاب» روزنامهنگارى
محّمدمهدى فرقانى
دنياى امروز پيچيدهتر و بشر امروز كنجكاوتر از آن است كه صِرف پرداختن به رويدادها و انعكاس عينى واقعيتها بدون بررسى و شكافتن علل و عوامل و جزئيات آنها بتواند نياز اطلاعاتى او را تأمين كند، آگاهيهاى او را از جهان پيرامون، شكل دهد و ديدگاهها و نقطهنظرات گوناگون را برايش بشكافد. اين واقعيت، البته هيچگاه از ارزش، اهميت و جايگاه اعلام و ارائه اخبار محض نمىكاهد و وظيفه و مسؤوليت رسانههاى جمعى از جمله مطبوعات را در اين زمينه كمرنگ نمىسازد، امّا در عينحال بيانگر آن است كه روزنامه و روزنامهنگار، در اين عصر بهعنوان نماينده، زبان گويا، چشم بينا و گوش شنواى جامعه، رسالت و تعهدى سنگينتر از هميشه بر دوش دارد...
1 انجمن اسلامي معلمان ايران
2 انجمن اسلامي مهندسان ايران
3 انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها
4 انجمن اسلامي مهندسان زمين شناسي و معدن ايران
...
مشاهیر کرد - روناک یاسین

روناک یاسین" در 30 جولای سال 1920 در یکی از روستاهای اطراف مریوان متولد شد، پس از مهاجرت به عراق , تحصیلات خود را در دانشگاه بغداد در رشته علوم تربیتی ادامه و پس از آن راهی دانشگاه بیروت شد. "یاسین"، سال 1949 وارد دانشگاه الزهرا مصر شد . وی، سال 1953 دارای کرسی در دانشگاه سوئد شد. سپس در دانشگاه مسکو به تحصیل در رشته جامعهشناسی و تاریخ پرداخت. تحقیق در زمینه اسطوره شناسی در مصر , سوریه و چین فعالیت "یاسین" در فاصله سال 1965 تا 1967 بود.
وی سپس برای تدریس به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت، در آنجا به تدریس اسطورهشناسی پرداخت ،سال 1969 "یاسین" به همراه "ساموئل بکت" و رماننویس ایرلندی و برنده جایزه نوبل، جلسات نقد ادبی درام های تمثیلی را برگزار کرد و سال 1972 کاندیدای جایزه ادبی پولیتزر شد
روناک یاسین"، 30 سال در رشتههای زبان و ادبیات انگلیسی، فرانسه ، لاتین، روسی , زبان شناسی و اسطورهشناسی به تدریس در دانشگاههای معتبر پرداخت . از جمله آثار این نویسنده و محقق کورد میتوان به 110 مقاله ادبی و تحلیلی در تحقیق اسطورهشناسی , مجموعه نقد ادبی , بررسی اسطورهها از مصر تا چین ، داستان روایتی , خاطرات یک رعیت کورد و مجموعه مقالات انتقادی مافیای قدرت و دفن دموکراسی اشاره کرد .
این نویسنده غربت گزیده که تصویر او بر جلد آخرین شماره مجله نیویورک تا غیره نقش بسته، سال 1972 همان سال که کاندید جایزه پولتیزر بود برای اولین بار به کوردستان عراق باز میگردد و به رسم جایزه یک سال زندانی میشود ".
یاسین" در طول 78 سال زندگی در غربت ، دوباره به ایران میرود ، یک بار سال 1350 برای سخنرانی در دانشگاه پهلوی سابق و یک بار هم سال 1366 به دعوت سازمان ایرانشناسی. یاسین" پس از 82 سال تلاش و فراگیری زبان و تاریخ کشورهای گوناگون , در بامداد روز شنبه 13 آوریل سال 2002 به علت سکته مغزی در سن 82 سالگی در بیمارستان جان هاپکینز واشنگتن درگذشت . لازم به ذکر است ،به تازگی برای نخستین بار کتاب "یک رعیت کورد" به همراه دست نوشتهها و یادداشتهای پراکنده این اسطورهشناس فقید در ایرلند , توسط اینجانب"عرفان قانعی فرد" به فارسی برگردانده شده است.
روناک یاسین" از بزرگترین منتقدان ادبی , زبان شناس و اسطورهشناس کورد بود، اما افسوس که در میان مردمان سرزمینش ناشناخته بود . مرگ او ضایعهای دردناک برای روشنفکران و علاقمندان به این بانوی فرهیخته است، او بنا به آشناییاش با بزرگانی چون "ساموئل بکت" در گفتار و نوشتارش , محرومیت و درماندگی انسانها را تصویر می کرد . انعکاس این گفته را میتوان در داستان خاطرات یک رعیت کورد و مافیای قدرت و دفن دموکراسی که نوعی اعتراض به اوضاع احتمالی و شرایط سیاسی منقطهای معاصر است، مشاهده کرد .