همه عابرین اسکن می شوند
دلير مردوخي : ساعات کار مشخصی دارند. معمولا صبح ها پس از روانه کردن فرزندانشان به مدرسه و سرکار فرستادن شوهرانشان و البته پس از یک چرت کوتاه و خوردن صبحانهای مفصل، کار روزانهشان را شروع می کنند. صدای گوشخراش بلندگوی اولین ماشین میوه فروش، زنگ آغاز شیفت صبح است. راه دوری نیست همین جلوی در خانه. همان جای همیشگی.
این بار زن های همسایه همه منتظر هستند. این دومین باری است که زنگ در خانه را می زنند. "کجایی زن بیا دیگر. دیروز هم نبودی" . این صدای همسایه هایی است که در یک صبح گرم تابستان در سایه دیوار روبرو نشسته اند و منتظر هستند تا همسایه جدیدشان را از نزدیک ببینند. همسایه ای که فقط دو روز است به این محله آمده است. در خانه باز می شود و همسایه جدید به جمع زنان محل سلام می کند. با وجود این که هیچ آشنایی قبلی باهم ندارند خیلی زود خودمانی می شوند. این یک ویژگی مخصوص زنان است. زن های قدیمی محل، اول از همه باید درباره خود او، خیلی چیزها بدانند. بعد نوبت دیگران هم می رسد.
نمای گفتگوی خانم های خانه، جلوی درِ منازل را در همه شهرها می توان دید. در شهرهای بزرگ این رفتار ارتباطی دیرینه، بیشتر به صورت گفتگوهای سرپایی، جلوی در خانه ها انجام می شود. در این حالت تبادل اطلاعات از مشخصات و احوال همسایه جدید گرفته تا آخرین قیمت پودررخت شویی و اجاره خانه و تعداد و مشخصات افراد میهمانی دیشب، به صورتی بسیار سریع انجام می شود و فرصتی برای ذکر جزییات وجود ندارد. اما در شهرهای کوچک این ارتباط چهره به چهره به صورت میتینگ های کوچهای و در دامنه وسیع تری از تبادل نظر در مورد همسایه ها و قیمت اجناس و نقل وقايع شبانه روز گذشته صورت می گیرد. در این حالت مورد جديدي به سوژه گفتگوها اضافه می شود که جدای از تازه شدن دم به دم، می توان از هر گونه عواقب ناشی از بحث درباره آن به دور بود. این سوژه ای است که فقط به مدت چند ثانیه در دالان نگاه زنان کوچه نشین ظاهر می شود و بلافاصله مورد دیگری با مشخصات متفاوت جای او را می گیرد؛ یک رهگذر. کسی که هیچ گاه سخنان گفته شده درباره خودش را نخواهد شنید.
زنان کوچه نشین شهرهای کوچک ، با خیال راحت رهگذران صبحگاه، ظهر و حتی شبانه را با دقت و موشکافی زیرنظر می گیرند و در واقع او را اسکن می کنند. این درست از لحظه پدیدار شدن او از ابتدای کوچه شروع می شود. قبل از همه، زنانی که خیلی درگیر بحث جاری نشده اند و یا مرتب اطراف را می پایند، آمدن او را زیر لب خبر می دهند. زنی که هنوز مشغول توصیف رهگذر قبلی است و مرتب پشت سرش نکاتی را به همراهانش یادآوری می کند، متوجه ورود سوژه جدید می شود و ادامه توصیفات رهگذر قبلی را روی تصویر جدید میکس می کند. اما خیلی زود تمام صداها قطع می شود و در سکوتی مرموز تصویر رهگذر در نماهای دور، متوسط و درشت بر پرده شبکیه زنان کوچهنشین نقش می بندد. البته همزمان تمام صداهای صحنه هم ثبت می شود. زنان جوان تر در دورترین نما، مشخصات کلی از قبیل جنسیت، شیوه راه رفتن، قد، و تعداد همراهان را به حافظه تصویریشان می سپارند. مطابق تجربه، آموزهها، عقدهها و علایق تصویربردار، اولین تفسیرها نیز به صورت زیرنویس شروع می شود. هنوز سکوت برقرار است.
رهگذر نزدیک تر می شود. حالا زمان مناسبی برای دریافت نماهای متوسط است. ترکیب لباس ها و سن رهگذر را می شود تشخیص داد. همه وسایل همراهش چک می شود. یک روزنامه تا نشده، نایلونی پر از شیر و پنیر، یک کارتن سنگین. مارک موبایلیش را هم می شود فهمید. رهگذر که متوجه شده نگاه هایی او را می پایند، سعی می کند خود را خونسرد نشان دهد و سریع تر از محل دور شود. قدم هایش را بزرگتر بر می دارد تا از شر این نگاه ها خلاص شود. اما همین باعث می شود که سریع تر به حساس ترین موقعیت خود در کوچه برسد. يعني درست نقطه مقابل نگاه موشکافانه زنان در کوچه نشسته. در این هنگام ، گروه که حرفه ای تر از رهگذر هستند سریعاً بیشترین برداشت های خود را می گیرند و با نماهای بسیار درشت نیز رنگ مو، رنگ چشم، اندازه اعضای صورت و عوارض و ناهمواری های روی پوستش را ثبت می کند. نگاه نافذ زنان نشسته، زمان را برای رهگذر هم کند می کند و رهگذر با حرکت آهسته (اسلوموشن) قدم هایش را به زحمت بر می دارد تا از مهلکه این همه نگاه فرار کند. اما این قصد، بر قدرت کانونی کردن نگاه زنان تاثیری ندارد و آن ها با "زوم" روی شکل چشم، ابرو، چین های پیشانی و تعیین جهت نگاه حدس می زنند آیا اين رهگذراز آشنایان و نزدیکان یکی از اهالی محل است؟ به دنبال خانه خالی می گرد و یا فقط یک رهگذر ساده است؟ البته در صورتی که رهگذر از جنس موافق!باشد این نماها در تعداد بیشتر و در دقت های بالاتری گرفته می شود تا بعدا به تفصیل در مورد شماره گل های لباس و تعیین دقیق رنگ، مارک، مُد و جنس پارچه مانتو، کفش و کیف بحث های لازم صورت گیرد.رهگذر نگون بخت هنگامی بیشتر در عرق سرد خجالت، غرق می شود که کوچه را فقط همان گروه قرق کرده باشند و تنها صدایی که از آن کوچه می آید صدای قدم های او بر سنگفرش كوچه باشد.
با دور شدن سوژه، پچ پچ زنان آغاز می شود و این همراه با صدای برداشت نماهای پشتی، رهگذر بیچاره را بیشتر در عذاب گذر از کوچه فرو می برد. انگار رهگذر بعدی در راه است.
زنان کوچه نشین ساعت کار خود را با اذان مسجد محل تنظیم می کنند. اذان ظهر یعنی این که باید برای نهار محل تجمع را ترک کرد و تا اذان عصر در خانه ماند. اذان مغرب اما کاربرد کمتری دارد چون بیشتر زنان مدت زیادی پس از آن حاضر هستند دوستانشان را تا فردا جا بگذارند. البته شب ها نیز محافل زنان جلوی در همچنان گرم است.
پايان بخش اول


